X
تبلیغات
رایتل

اپی نوروزی

وبلاگ ابوذر نوروزی نژاد

شب

شب ٬روشن زیر نور بی رحم چراغ های همسایه که با صدای مهیبی به این سان درآمده بود می ایستم لرزان و به ناله های زن همسایه می اندیشم در این شب.

شب٬ من و ناله های زن همسایه و پیکر آتشین شوهر که در آسمان پرواز در آمده و بر شاخه درختی فرو بنشسته...

جنگ قوچ و انسان تصویر شب های کابوس وار من و من انسانی نه چندان آرمانی از فریاد قوچ به دل دمی هراس به دل راه می دهم و به میترا کافر می شوم. مرا چه به این تغییر؟

میترا دختری تکیده بر قاب عکسی کهنه در دل اتاق خالی ذهن آشفته من که به زن همسایه شباهت بسیار داشت   

قیافه شان را نمی گویم ناله هاشان که شب های کاهی  را آشفته و دنیای مرا نورانی... چه نور آزاردهنده ای... به رنگ زرد که درون آن لایه های مواج آبی می رقصند. در جایی که زمین به قهوه ای رنگ بنفش است و رعنا دیگر نمی تواند نقاشی بکشد و میترا در درون قاب به نا کجایی می خندد در حالی که به روبرو نگاه دارد.

شب٬ امیر سیگار بر لب به خانه سوخته عاشق می شود و تصنیفی در ذهن برای آن می سراید و به تایید با سر آهنگ را کوک می کند در زمانی که همه مردم محل از انفجار بمب در درون خانه می گریند عباس لوبیا و نخود داغ خود را به کوچکتر ها قالب می کند. و منتظر زن کچل اش است که باقلا ها را به محل برساند.

و می اندیشم...

کرم لولیده را برای سرو غذا به همسایه تعارف کنی بهتر است دل بسوزانی و حکایت جنگ گاوان آسمانی را برایشان تعریف.

میترا در مقابل من ایستاده وجودش را می توان لمس کرد هیچ احساسی ندارد گویا روشنی امشب از اوست.

بی تفاوت از صوفی ی می پرسد که خود را در آب غرق کرد چون در آتش می سوخت.

شب ...

تاریخ ارسال: شنبه 9 آذر‌ماه سال 1387 ساعت 14:40 | نویسنده: ابوذر نوروزی نژاد | چاپ مطلب
نظرات (1)
سه‌شنبه 12 آذر‌ماه سال 1387 07:38
روح اله بلوچی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
جالبه اقای نوروزی
خیلی تصویریه
پاسخ:
از شما دوست گرامی سپاسگذارم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد