-
در کنار...
جمعه 20 آذرماه سال 1388 12:45
در کنار دریا صدایت کردم از آب برآمدی آشفته مرا از قعر آینده مطلع ساختی و جهان تیره شد آسمان آبشار گشت کوه آتش و آتش لبخند گل های هرز بر لگد مال شدن سبزینه به تو دل خوش بودم اما تو در ته دریا به هراس من می خندیدی من می ترسم نه از این حادثه می ترسم از پندار این٬ چو لحظه ای باشد که در وجود آن هراس تو نباشی ۱۳۸۵/۷/۳
-
نمایشگاه کاریکاتور
چهارشنبه 11 آذرماه سال 1388 17:43
نمایشگاه جشنواره کاریکاتور با موضوع ازدواج از سه شنبه 10 آذر ماه الی دوشنبه 16 آذرماه در خانه شهریاران جوان برگزار گردیده است. از ۳۵ اثر ارسالی تعداد ۱۲ اثر از ۸ هنرمند به عنوان آثار برگزیده انتخاب شد. مقام اول:خانم مهری لشکری مقام دوم:خانم روح انگیز جوادی مقام سوم:خانم آمنه رئیسی این جشنواره توسط خانه خشتی گامرون و...
-
تصا...
جمعه 6 آذرماه سال 1388 21:18
رضا که پیچ چرخ اتومبیل را سفت کرد ٬به زن نگاهی کرد.زن بدون این که چیزی بپرسد پول ها شمرد و به رضا داد.سوار اتومبیل شد و حرکت کرد.زن به آینه اتومبیل نگاهی کرد.رضا را دید که خیره به اتومبیل اش می نگرد.ترس برش داشت.گوشی همراه خود را بردا شت و شماره گرفت: (( الو ... پلیس... )) دوباره نگاهی کرد.حالا دور شده بود و هنوز نگاه...
-
جشنواره کاریکاتور
دوشنبه 18 آبانماه سال 1388 14:29
خانه خشتی گامرون با همت دوست گرامی آقای بهروز عباسی اقدام به برگزاری جشنواره کاریکاتور می نماید. جهت اطلاع بیشتر به روی خانه خشتی گامرون کلیک کنید.
-
گردش شبانه من با ونگوگ
جمعه 17 مهرماه سال 1388 21:28
پولک سرخ ماهی بر سینه ات خوش می درخشد در این شب پر ستاره زمانی که از میان توده های رنگ نا راستی های جهان را راست می نوازی با نفس نفس به سینه فرو کردن و گیسوان روشن دختری را به کبودی چشمان کولی می فروشی من در کنارت ایستاده ام و قلم خود را در رنگ غلیظی که بر پالتت جای گرفته فرو می کنم گوش های بریده در میان بومی سپید...
-
مردی که دنیا را فروخت
جمعه 3 مهرماه سال 1388 08:01
مردی که دنیا را فروخت The Man Who Sold The World بر فراز پلکانی می رویم We passed upon the stair سخن می رانیم از آنچه بوده ست We spoke of was and when هرچند من آنجا نبوده ام Although I wasn't there می گفت: دوستش بوده ام من He said I was his friend که ناگهان سر رسیده ام Which came as a surprise خیره به چشمانش، گفتم: I...
-
۰۰۰---۰۰۰
چهارشنبه 25 شهریورماه سال 1388 15:39
و باد در مو ج موهایت جاری ست ای که در چشمان من شکوه اوج پروازی تن فرسوده مرا چون خاکستر گوران به هوا فرستید تا لختی بر سیاهی موج تو فرود آید شاید درخت کژ خشک در میانه انگشت ام می شکند قبل از آن که قلم گردد و به خون ماهیان دریایی آخرین نبض شمارشگر باران بر کوشک خانه ی خشتی آفرینش هوای کاه گلی در این زمان باشد باشد در...
-
مقدمه ای بر زیبا شناسی انیمیشن
جمعه 20 شهریورماه سال 1388 16:24
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 انیمیشن روایتی گسیخته است.داستان آن بنا بر همین قابلیت _ یعنی فیلمبرداری تک فریم_ هرگز به شکلی خطی و یک دست حرکت نمی کند. از هر جایی خم می تواند ختم شود.گرگ بدجنس مجموعه دروپی می تواند از ساختمان چندین و چند طبقه به پایین بپرد ؛ اما در نزدیکی...
-
خودنگاره
پنجشنبه 12 شهریورماه سال 1388 14:00
خودنگاره رنگ روغن روی بوم ۲۵/۷/۱۳۸۷
-
بندر لافت
جمعه 30 مردادماه سال 1388 10:30
بندر لافت اکرولیک روی بوم زمستان ۱۳۸۴
-
...
جمعه 23 مردادماه سال 1388 13:06
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 و من در دیدگان تو رنگ روشن دختری را دیدم که سوار بر اسب بالداری از بالای سر من گذشت و چون اوج می گرفت چون عقاب القاب مرا با صدای بلند می خواند آن زمان من در چشمان تو دختری را دیدم که سپید می پو شید و گیسوان سیاهی داشت می چرخید و با صدای بلند می خواند آنچه تا کنون...
-
اتود برای کیخسرو در بند
شنبه 17 مردادماه سال 1388 01:45
اتود برای کیخسرو در بند (هفت خوان رستم) رنگ و روغن روی بوم ۱۳۸۷/۱
-
رز پژمرده
دوشنبه 12 مردادماه سال 1388 00:24
رز پژمرده خودکار روی کاغذ ۱۳۸۸/۵/۱۱
-
انتهای سیاهی
سهشنبه 6 مردادماه سال 1388 21:21
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 در چشمان من جز تصویر تو هیچ تصویری نمی بینم هیچ تاییدی نمی خواهد که بگشوده شود یا فرو بسته کاش می شد انتهای سیاهی را دید که در آن جیرجیرکی سوز عشق را کوک می کند و یا هشت پایی به دور خود می پیچد چون گره گم... من دی شب انتهای سیاهی را دیدم فقط دیشب بود و شاید هم...
-
غوغای سرد سکوت
چهارشنبه 24 تیرماه سال 1388 11:43
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 نگاهی به پوستر های مفهومی احمد کارگران امسال سال گاو ست.به قول قدیمی ها سالی پر برکت که در آن روزی بسیار خواهد شد. با این گرمای جان فرسا که استخوان می شکند؛ در فضایی بسته گالری ها در بعد از ظهری که آفتاب مهلتی به انسان می دهد و شب آرام با نسیمی نا مفهومی به سوی ما...
-
منم حر
شنبه 20 تیرماه سال 1388 03:20
نمایش شرق چون نقاشی شان رنگ و بوی نو دارد.تعزیه گونه ی از نمایش ایرانی ست که با تعریف مدرن از نمایش، می توان آن را نمونه ی از هنر نو به شمار آورد.نمایشنامه نویسان متعددی سعی به برگردان کردن تعزیه به شکل امروزی کرده اند.می توان از آنان بهرام بیضایی ، حمید امجد ، محمد رحمانیان ٬ محمود کیانوش و... نام برد.رویکرد هر کدام...
-
زرد در کنار قرمز
یکشنبه 14 تیرماه سال 1388 01:36
زرد در کنار قرمز (بد من "Bad Man") رنگ روغن روی بوم ۱۳۸۲/۲/۴
-
موسیقی پاپ بدون پادشاه چه کند؟
یکشنبه 7 تیرماه سال 1388 04:32
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 اگر کسی بر ضد یک شخصیت جز آنچه قابل اثبات بود نمیتوانست بگوید، تاریخ را نمیشد نوشت . Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 جمله بالا از یک فیلسوف یا جامعه شناس نیست از مایکل جکسون است! در مسافرت بودم که خبر مرگ مایکل جکسون به من رسید.اینترنت هم در...
-
پیش طرحی برای بزرگ ترین فرش خاکی جهان
یکشنبه 31 خردادماه سال 1388 09:17
پیش طرحی برای بزرگ ترین فرش خاکی خودکار روی کاغذ کاهی پاییز ۱۳۸۷ ------------------------------------------------------------------------------------------------------- پا نوشت: ۱- تصویر بالا هرمز (شخصیتی ساخته ذهن من) و تصویر پایین مم دیریا (مادر دریا٬ از شخصیت های اسطوره ی جنوب) است. ۲- بعد از تحقیقات و سپس نگارش...
-
باز می خوانمت...
یکشنبه 24 خردادماه سال 1388 21:44
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 ۱ - باز می خواهمت ... نامکشوف چون دریایی عمیق که انتهایی نیستت اسرار آمیز من به بویی شیفته می کشم بال درون آب تا چنگ اندازم لرزان به گاه طلوع در چشمان آسمان _ موهای باد خورده چمن پاییزی _ و گام های آهسته آهسته من پس لبخند آرم بر لب از بزرگی یا زیبایی ات نمی دانم...
-
موج
دوشنبه 18 خردادماه سال 1388 17:42
-
افسانه لیوا
پنجشنبه 14 خردادماه سال 1388 01:24
با تشکر از دوست عزیزم نقد مرا درباره جشنواره موسیقی لیوا در سیاورشن بخوانید... * * * برای خواندن نقد به روی ستاره ها کلیک کنید.
-
لیلی
شنبه 9 خردادماه سال 1388 16:19
پرتره لیلی مداد روی مقوا ۱۳۸۲/۹/۲
-
شاعری دیگر بمرده ای خدا
چهارشنبه 6 خردادماه سال 1388 20:28
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 چشمان سرد دستانم خاموش خنده ها در کفن پوسید واژه ها دهکده یی متروک گربه ی بر سر شاخ سوز بلبل می خواند من ندانم روزگارم را Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 ساجده کشمیری شاعر هرمزگانی در راه بازگشت از قله دماوند به همراه سه تن دیگر از همسفران خود...
-
شاعری دیگر بمرده ای خدا
چهارشنبه 6 خردادماه سال 1388 16:01
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 چشمان سرد دستانم خاموش خنده ها در کفن پوسید واژه ها دهکده یی متروک گربه ی بر سر شاخ سوز بلبل می خواند من ندانم روزگارم را ساجده کشمیری شاعر هرمزگانی در راه بازگشت از قله دماوند به همراه سه تن دیگر از همسفران خود سفر دیگری را آغاز کردند.از جمع چهار نفره ی که روز...
-
اسکیس
سهشنبه 5 خردادماه سال 1388 03:51
-
سه ماهی
چهارشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1388 01:26
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...
-
و آنچه از اردیبهشت ماند خاطره ی بیش نبود...
دوشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1388 19:17
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 جشنواره تمام شد... من تمامی فیلم ها را نتوانستم ببینم.کارگاه ها هم چون صبح ها برگزار می شد که اصلاً نباید فکرش را می کردم.با چند تن از دوستان که صحبت کردم همه از کارگاه های برگزار شده راضی بودند.اول یک خسته نباشید به همه !( یعنی برگزارکنندگان،شرکت کنندگان،داوران و...
-
دیشب تو را ...
جمعه 18 اردیبهشتماه سال 1388 21:42
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 دیشب تو را دیدم بسان چشمان من نبود چشمانت و چهره ات چون چهره من در سایه گام بر می داشتی اما بوی علف های وحشی را، می داد گونه آفتاب خورده ات در آن شب که برگ خشک شکننده در زیر پای لغزید و پولک های رنگین ماهی از آسمان بر تنگ خالی جا ماند من به شگفت جای شکاف کف پایم را...
-
هتل هما - شماره ۲
یکشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1388 00:17
هتل هما ۱۳۸۴/۱ --------------------------------- یادم هست من و خشایار و نوید از طبیعت نقاشی می کشیدیم.در نیمه شب من ۳ بار هتل را کشیدم.در شهر نقاشی از هتل هما را بیشتر از دیگر مکان ها دوست داشتم.